ابن المقفع ( مترجم : منشي )
176
كليله و دمنه ( فارسي )
و مرگ به همه حال از درويشي و سؤال مردمان خوشتر است ، چه دست در دهان اژدها كردن ، و از پوز شير گرسنه لقمه ربودن بر كريم آسانتر از سؤال لئيم و بخيل . و گفتهاند « اگر كسي بناتوانيي درماند كه اميد صحّت نباشد ، يا بفراقي كه وصال بر زيارت خيال مقصور شود ، يا غريبئي كه نه أميد باز آمدن مستحكم است و نه اسباب مقام مهيّا ، يا تنگ دستيي كه بسؤال كشد ، زندگاني او حقيقت مرگ است و مرگ او عين راحت » . فللموت خير للفتى من قعوده * فقيرا و من مولى يدبّ عقاربه اگر مرگ خود هيچ راحت ندارد * نه بازت رهاند همي جاوداني ؟ [ 1 ] و بسيار باشد كه شرم و مروّت از اظهار عجز و احتياج مانع ميآيد و فرط اضطرار بر خيانت محرّض ، تا دست بمال مردمان دراز كند ، اگر چه همه عمر از آن محترز [ 2 ] بوده است . و علما گويند « وصمت [ 3 ] گنگي بهتر از بيان دروغ و ، سمت كند ز فاني أولاتر از فصاحت بفحش و ، مذلّت درويشي نيكوتر از عزّ توانگري از كسب حرام » . و چون زر از سوراخ برداشتند و زاهد و مهمان قسمت كردند من ميديدم كه زاهد در خريطهاي ريخت و زير بالين بنهاد . طمع در بستم كه چيزي از آن باز آرم ، مگر بعضي از قوّت من بقرار اصل باز شود و دوستان و بذاذران باز به دوستي و صحبت من ميل كنند . چون بخفت قصد آن كردم . مهمان بيدار بود چوبي بر من زد . از رنج آن پاى كشان [ 4 ] باز گشتم و به شكم در سوراخ رفتم و توقّفي كردم تا درد بياراميد . آن آز مرا باز بر انگيخت و بار ديگر بيرون آمدم . مهمان خود مترصّد بود ، چوبي بر تارك من زد چنان كه از پاى در آمدم و مدهوش بيفتاد . بسيار حيلت بايست [ 5 ] تا بسوراخ باز رفتم و با خود گفتم :
--> [ 1 ] . ( 6 ) فللموت . . . پس هر آينه مرگ بهتر است جوانمرد را از نشستن او در حال درويشي ، و از دوستي ( پسر عمّي ، خويشي ) كه نرم ميروند كژدمان وي - نرم رفتن كژدمها را كنايه از سخنان حسد آميز و بد گوئيهاى پنهاني در نزد ديگران آورده است . [ 2 ] . ( 9 ) محترز ص 105 ح بر س 1 ديده شود . [ 3 ] . ( 10 ) و صمت ص 107 ح بر س 21 ديده شود . [ 4 ] . ( 15 ) پاى كشان در ص 92 ح بر س 13 توضيح داده شد ؛ اين تعبير در ترجمهء تاريخ يميني ( چاپ طهران ص 49 ) نيز آمده است : مرا از هيبت او قوّت را از اعضا برفت و برخاستم پاى كشان از بارگاه او بيرون آمدم . [ 5 ] . ( 18 ) بايست لازم بود ، مىبايست كرد . فعل تابع را ( باز رفتم ) به صورت ماضي مطلق آورده است .